شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
184
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
پيشاپيش آنها در حركت بود . عمرو بن حجّاج زبيدى - نگهبان آب - متوجه آنان شد و صدا زد : كيستيد ؟ نافع گفت : عموزادههايت . عمرو گفت : تو كيستى ؟ گفت : نافع بن هلال . گفت : براى چه بدين جا آمدهاى ؟ پاسخ داد : آمدهايم از آبى كه ما را از آن محروم ساختهايد ، بنوشيم . عمرو گفت : گوارايت باد ! نافع گفت : نه ، به خدا سوگند ! تا حسين تشنه باشد قطرهاى از آن نمىآشامم و اينان را كه مىبينى از ياران او هستند . تا عمرو آنها را ديد گفت : اينان نبايد آب برگيرند ، ما را در اينجا گماردهاند كه از بردن آب جلوگيرى كنيم . نافع به ياران خود كه نزديك شدند گفت : مشكهاى خود را پر از آب كنيد . آنان پياده شده و مشكهاى خود را پر از آب نمودند . عمرو و نيروهايش به حركت در آمدند . عباس بن على عليه السّلام و نافع بن هلال جملى به آنها حملهور شدند و آنان را پراكنده ساختند و يارانشان را نجات دادند و به خيمهها بازگشتند و تعدادى از دشمن را به هلاكت رساندند « 1 » . ابو جعفر طبرى مىگويد : زمانى كه عمرو بن قرظهء انصارى كشته شد ، برادرش على كه در جمع سپاه عمر سعد بود ، به خونخواهى برادر آمد و بر امام حسين بانگ زد - چنان كه در شرح حال عمرو خواهد آمد - نافع بن هلال بر او حمله كرد و با شمشير بر او ضربتى وارد ساخت ، ولى يارانش او را نجات دادند و بعدها « 2 » مداوا شد و بهبودى يافت .
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 312 . ( 2 ) . همان : 3 / 324 .